|
درخشش نگاه انبان معلومات
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 12:25 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
[ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 12:17 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
دستان، عنوان آلبوم موسیقی است با صدای محمدرضا شجریان و با آهنگسازی پرویز مشکاتیان که در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. قطعه چکاد قطعه چکاد یکی از شاهکارهای پرویز مشکاتیان میباشد. وی در مورد چگونگی ساخت این اثر در سرآغاز کتاب نُت آن مینویسد: «چندین سال پیش بنا به قرار هرساله، چند روزی را در دامنه دماوند و کنار دریاچه ی لار چادر زده بودیم و بهرهمند از نعم خداوندی جاری در این دشت باشکوه. شب را در کنار آتش به اصطلاح سرخپوستی تا پگاه بیدار ماندم و زمانی که یاران مهیا شدند که به رودخانه بزنند برای قزلآلای خالقرمز، کاغذ و قلم را آماده ی نوشتن نمودم. بر پیشانی کاغذ نوشتم «چکاد». عزیزم رضا، یکی از بچههای بومی را گذاشت که از من پذیرایی کند. من نیاز به سکوت داشتم چون چکاد را روی کاغذ و بدون ساز شروع کردم. پسرِ مشاحمد اولین بار بود که خط نُت را میدید و مادام از من میپرسید که به چه خطی و چی مینویسم. من گفتم به خط میخی وقایع سفر را مینویسم. زمانی که از من خواست نوشته را برایش بخوانم، ناگزیر شدم برای خرید به پلور بفرستمش تا بتوانم کار را ادامه دهم. شب که برگشت، بوسیدمش و با عذرخواهی معاشرتمان را ادامه دادیم ولی او دریافته بود که به دنبال نخود سیاه رهسپار شده است. «چکاد که قرار بود مقدمه ی دماوند (شعر ملکالشعراء بهار) شود، خود بیکلام ادامه یافت و مقدمه ی «دستان» شد…»
A ۱ از در در آمدی و من از خود به در شدم گویی از این جهان به جهان دگر شدم در آمد ۲ گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست صــاحب خــبر بیامد و من بی خبر شدم زابل ۳ گــفتـــم بــبینمش مــگــرم درد اشـــتـیـاق ســـاکن شـــود بــدیدم و مـشتاق تر شدم مویه ۴ چـــون شــبنـم افـــتاده بــودم پیش آفتاب مــهرم بـه جان رسید و به عیوق بر شدم زابل ۵ دســتم نــداد قـــوت رفــتـن بــه پیش یـار چـــنـدی بـه پای رفتم و چندی به سر شدم حصار ۶ تــا رفــتــنش بــبیــنم و گـــفتنش بشـنوم پس حصار اشاره از پــای تـــا بـه سـر هـمه سمع و بصر شدم به مویه و فرود ۷ من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کـــه اول نــــظــر بـــه دیــدن او دیــده ور شدم مخالف ۸ او را خـــود الـتفــات نبودش به صید من مـــن خــــویشـــتن اســـیر کــمـند نـــظر شـدم مخالف ۹ گوینـد روی سرخ تو سعدی که زرد کرد اکـــسیر عشـــق بــر مســـم آمــیخت زر شدم منصوری فرود { سعدی-دیوان اشعار-غزلیات} B ۷،۱ دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت ۱.مثنوی مخالف ابــر چشمم بر رخ از سودای تـو سیلاب داشت ۷. رجز ۸،۲ نــه از تفــکرعقـــل مســـکین پـــایگاه صبـــر دیــد ۲. مثنوی مخالف نــه از پریشانی دل شوریده چشــم خواب داشت ۸. رجز ـــــ کــــوس غـــارت زد فــراقت گـــرد شــهرستـان دل شحنه ی عشق ات سرای عقل در طبطاب داشت ــــــ ۳ نـــقش نـــامت کـــرده دل محـــراب تـــسبیح وجــود تــا سحــر تسـبیح گویان روی در محراب داشت مثنوی مخالف ۴ دیـــده ام مــی جســـت گــفتندم نــبینی روی دوست عـــاقبت مـــعلوم کـــردم کــاندرو سیماب داشت مخالف فرود ۵ روزگـــار عشـــق خــوبــان شــتهر فائق می نمود بـــاز دانــــستم کـه شـهد آلوده زهر ناب داشت مویه ۶ سـعدی این ره مشکل افتاده است در دریای عشق اول آخـــر در صـــبوری انــدکی پــایـاب داشت منصوری { سعدی-دیوان اشعار-غزلیات} ۹ مــی بـرزند ز مــشرق شمع فـــلک زبــانه ای ســاقی صبـوحی درد می شــبانه رجز ۱۰ عــقــلم بــــدزد لـختــی چــند اخـــتیار دانش هـــوشـم ببر زمانی تا کی غم زمانه رجز ۱۱ گــر سـنـگ فتنه بارد فرق منش سپر کن گــر تیـغ طـعنه آید جان منش نشانه رجز ـــ گر می به جان دهندت بستان که پیش دانا ز آب حــیــات بــهتــر خـاک شرابخانه ـــــــ ـــ آن کــوزه بــر کـفــم نـه که آب حیات دارد هــم طــعم نــار دارد هم رنگ نار دانه ـــــــ ـــ صــوفی چگونه گردد ، گرد شراب صافی گــنجــشک را نــگنجد عنقا در آشیانه ـــــــ ـــ دیــوانــگـان نــترســند از صـولت قیامت بشکیبد اسب چوبین از سیف و تازیانه ـــــــ ۱۲ صوفی کنج خلوت ،سعدی و طرف صحرا صــاحب هـــنر نـگیرد بر بی هنر بهانه رجز { سعدی-دیوان اشعار-غزلیات} [ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 18:32 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
[ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ] [ 14:15 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 22:0 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 22:22 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
هنگامه اخوان خواننده ایرانی، زاده ۱۳۳۷ در فومن است. یکسال قبل از انقلاب در رادیو آواز خواند و در میان خوانندگان زن ، شبیهترین صدا را به قمرالملوک وزیری دارد.
دانلود آلبوم به یاد قمر با صدای دلنشین و بسیار گرم هنگامه اخوان . دز این آلبوم صدای اخوان واقعا زیباست . مخصوصا آهنگ ۱۰ بسیار زیباست. [ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 19:1 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
خداوندا: برای همسایه که نان مرا ربود ،نان !! برای کسانی که قلب مرا شکستند مهربانی!! برای کسانی که روح مرا آزردند ،بخشش !! وبرای خویشتن خویش اگاهی و عشق می طلبم! شهید دکتر علی شریعتی [ شنبه سی ام مهر 1390 ] [ 22:17 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
این لینک دانلود چند تا تصنیف واقعا زیبا از بانوی آواز ایران قمر الملوک وزیری هست.من که خیلی دنبالش گشتم.گفتم حیفه شما هم نشنوید.
[ شنبه سی ام مهر 1390 ] [ 22:4 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
Internet Download Manager 6.07 Build 12 Retail Final يكي از قدرتمند ترين نرم افزارهاي مديريت دانلود ميباشد. شتاب دهنده دانلود اين دانلو منيجر يكي از بي رغيب ترين ها ميباشد. كه با آن شما ميتوانيد با سرعت فوق العاده بالا و با سرعتي باورنكردي از اينترنت دانلود كنيد. شما با اين نرم افزار با تمامي مروگر ها و تمامي سيستم عاملهاي موجود سازگاري كامل را دارد و شما ميتوانيد با نصب اين دانلود منيجر به راحتي از سايتهاي YouTube, Google Video, MySpaceTV به راحتي بدون نياز به نرم افزار خاص در اين زمينه دانلود كنيد. اين نرم افزار ميتوانيد سرعت دانلود را تا %500 افزايش مي دهد. بر خلاف ديگر دانلود منيجر ها که قبل از شروع به دانلود فايل ها را قطعه قطعه مي کنند IDM در هنگام دانلود و بسته به سرعت اينترنت يا ... File ها را قطعه قطعه کرده و دانلود مي کند که اين عمل باعث بهبود سرعت دانلود و دريافت File خواهد شد از ويژگي هاي اين نرم افزار مي توان به ظاهري ساده، پشتيباني از اکثر مرور گرهاي محبوب، نصب آسان، قابليت ادامه يافتن دانلود بعد از قطع اتصال از اينترنت، زمانبدني دانلود ها و ... اشاره کرد.
قابلیت های کلیدی نرم افزار Internet Download Manager 6.07 Build 12 Final :
نسخه بدون نياز به نصب ( Portable )
پسورد فایل فشرده : soft98.ir
[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ] [ 22:25 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
محمدرضا شجريان
![]() دانلود پيش درآمد از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود دونوازي تار از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود ساز و آواز - دستگاه شور از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود تصنيف پيام نسيم از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود ساز و آواز - دستگاه حجاز از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود چهار مضراب -شور از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود تك نوازي سه تار از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود ساز و آواز - يا ابو عطا از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود ساز و آواز - دشتستاني از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد دانلود تصنيف مرغ خوشخوان از محمدرضا شجريان - آلبوم مرغ خوشخوان - دانلود كليك كنيد
[ سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 ] [ 21:30 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست اینهمه جنگ و جدل حاصل کوتهنظری است هر کسی قصهی شوقش به زبانی گوید اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است رهی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه گر زمن پرسی از آن لطف که من میدانم هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند عشق آتش بود و خانه خرابی دارد گر به سر حد جنونت ببرد عشق«عماد» عماد خراسانی [ سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ] [ 20:2 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
آهنگ از استاد شجریان . تنظیم : مجید درخشانی . گروه شهناز . کنسرت تهران . تیرماه 1387
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سرشوریده بازآید به سامان غم مخور گر بهار عمـر باشـد ، باز بر تخـت چمـن چترگل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب جمله میداند خدای حال گردان غم مخور حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور [ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ 19:29 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
شیشه های شکسته یکی از روزهای تعطیل بود. داشتم توی اتاق توپ بازی می کردم . توپ به شیشه پنجره خورد و آن را شکست. بابام اوقاتش تلخ شدو فریاد زد : پسر جان ، چند بار باید بگویم که اتاق جای توپ بازی نیست! از ترس دویدم و رفتم توی حیاط. بعد هم توپم را برداشتم و آعسته رفتم توی اتاق و در جایی قایم شدم. بابام مشغول خواندن روزنامه بود. ناگهان دید که چند ساعت گذشته است و از من خبری نیست. خیال می کرد که من دارم توی حیاط بازی می کنم. رفت و همه جای حیاط را گشت و مرا پیدا نکرد. فکر کرد که من از خانه بیرون رفته ام . گم شده ام. بابام توی خیابانها راه افتاده بود و با صدای بلند مرا صدا می زد. ولی در همان وقت ، من باز هم داشتم توی اتاق توپ بازی می کردم. عاقبت بابام خسته و غصه دار ، به خانه برگشت. تا به در خانه رسید ، توپ من به شیشه یک پنجره دیگر خورد . شیشه را شکست و خورد به سر بابام. نمی دانید چه بابای خوبی دارم! آن قدر از پیدا کردن من خوشحال شد که نگاهی هم به شیشه های شکسته نکرد.
[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 9:32 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
از خون جوانان وطن لاله دمیده - الهه از خون جوانان وطن لاله دمیده - شجریان از خون جوانان وطن لاله دمیده - پریسا از خون جوانان وطن - سالار عقیلی
شعر ترانه : عارف قزوینی آهنگ : عارف قزوینی دستگاه شور (دشتی - ابوعطا) هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد دربـار بهـــاری تهــــــی از زاغ و زغـن شد از ابر کـــرم خطـــه ری رشـــک ختن شد دل تنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد چه کـج رفتــاری ای چـرخ چه بـــد کرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری نه آیین داری ای چرخ از خــون جــوانان وطن لاله دمیده وز ماتم سرو قدشان سرو خمیده در سایــه گل بلبل از ایــن غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان جامه دریده چه کج رفتـــاری ای چرخ چه بــد کــرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری نه آیین داری ای چرخ از اشــک همــه روی زمیــــن زیــــر و زبر کن مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن غیــرت کن و اندیشـــه ایام بتر کن و اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن چه کج رفتـــاری ای چرخ چه بــد کــرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری نه آیین داری ای چرخ شعر ترانه : عارف قزوینی آهنگ : عارف قزوینی دستگاه شور (دشتی - ابوعطا) [ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 10:34 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
موسیقی فیلم : سرزمین های شمالی آهنگساز : Kitajima
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 15:11 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 13:39 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
«شب وصل» نام آلبومی است با صدای «محمدرضا شجریان» که در «دستگاه ماهور»، توسط انتشارات «دل آواز» و در سال 1376 منتشر شده است. نوازندگی این آلبوم 12 قطعه ای را «داریوش طلایی»، «همایون شجریان» و «سعید فرج پوری» بر عهده داشته اند.
شب وصل با پيش درآمد زيبای «سعيد هرمزی» آغاز می شود. تار «داريوش طلايی»، کمانچه «سعيد فرج پوری» و تمبک «همايون شجريان»، هر کدام جلوه اي بديع و نو به اين آهنگ ميبخشد. سپس درآمد در حالتی بداهه پردازانه، چهارمضرابي را با تار و تمبک به همراه دارد. رگبار مضرابها وحس بي نهايت زنده اي که از زخمه زدن بر سيمها جاری مي شود، شور وشيدايی نوازنده را را به شنونده منتقل مي کند و به راستي «داريوش طلايی» تلفيقی زيبا بين تکنيک و احساس به وجود مي آورد. پس از چهار مضراب «محمدرضا شجريان» با غزلي از «حافظ» درآمد «ماهور» را شروع مي کند: سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
آواز «شجريان» و تار «داریوش طلايی» در ماهور ادامه دارد که از زيباترين ساز و آوازهای «شجريان» است و «داريوش طلايی» هم به خوبی از عهده اين هماوايی با آواز بر آمده و مو به مو پاسخ گفته است. در ادامه آواز و اواسط غزل «کمانچه» جايگزين تار می شود، که گاه صدای شيون و تيزی آن شنونده را از حس لطيفی که آواز به وجود آورده دور می سازد. اما در روی دوم نوار، آنجا که غزلی از «سعدی» خوانده ميشود به حق لحظاتی پرشور و پر احساس به وجود می آورد و جواب شايسته ای به آواز مي دهد. در پايان قسمت اول شاهد اجرای تصنيف «شب وصل» ساخته «درويش خان» و با شعری از «ملک الشعراي بهار» هستيم.
روی دوم نوار نيز با تار «داريوش طلايی» شروع می شود که چهار مضرابی لبريز اززیبايی است که در ادامه کمانچه و تمبک هم به آن اضافه می شوند. در اين قسمت هم گفت و گوی پر شور و حالی را شاهديم که ادامه آن را «شجريان» با غزلی از «سعدي» پی مي گيرد: هر لحظه در برم دل از انديشه خون شود تا منتهای کار من از عشق چون شود غزل در گوشه دلکش ماهور شروع می شود و به دستگاه شور می رود. در ميانه غزل و آواز تصنيف «شنيدم ماهی» «محمدرضا شجريان» با همان تکنيک درخشان خود که هر جمله را سرشار از تحريرهای لطيف و حسي گرم مي کند، مي خواند. در انتهاي تصنيف، آواز با صداي بم و گرم «شجریان» ادامه مي يابد و تک نوازی «سعید فرج پوری» در اين قسمت به راستی شنيدني است. در بيت آخر غزل، خواننده از شور به ماهور بر می گردد يا به اصطلاح موسيقايی فرود می آيد. و آن گاه تصنيف قديمی «ز دست محبوب» را با طراوت و تسلط به پايان مي رساند. در پايان هم قسمتی از رنگ شهر آشوب اجرا مي شود. در اينجا اشاره به یک نکته ضروری است: اينکه «محمدرضا شجريان» بيتی از غزل را به اين صورت مي خواند: فرهادوارم از لب شيرين گزير نيست ور کوه محتشم به مثل بيستون شود که مصرع دوم در اکثر نسخ غزليات سعدي به اين صورت آمده است که از نظر معنايی نيز صحيح تر است:
فرهادوارم از لب شيرين گزير نيست ور کوه محنتم به مثل بيستون شود
تمامی کاورها به صورت مخفی در درون پوشه می باشند
منبع :حکایت دل
[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 13:32 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
دانلود آلبوم سر عشق از استاد محمدرضا شجریان
![]()
دانلود window.open('http://persianhit.ir/index.php?section=redir&zid=4c4947a7a221a&affid=8071&kid=0','','width=1024, height=800, menubar, status, scrollbars, resizable, toolbar, location'); [ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 13:22 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
چوپی (سردسته رقصندگان) ترانه چوپی را از اینجا دانلود یا گوش کنید خواننده : فرج علیپور شاعر : ایرج رحمانپور ها میا دِ دیر ساز سحری (از دور می آید صدای ساز سحری) بازِنَه گَل گَل چی حور و پری (رقصنده ها دسته دسته چون حور و پری) وریسا وه پا توزِ هَل پَرکَه (بلند شده است گرد و غبارِ از رقص هل پرکه) می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه (می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه) پاپی یا وه ناز ، سُوآرَه وه دِو (پیاده ها با ناز و خرامان ، سواره ها به تاخت و دوان) شِیوَنَه وِشو سازِ سوآر هِو (شانه ها را به هم ریخته صدای ساز سرنای سوارهی) وریسا وه پا توزه هَل پَرکَه (بلند شده است غبارِ رقص هل پرکه) می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه (می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه) شُونَه شکی و دِوپا و سه پا (رقص های شونه لرزاندن و دو پا و سه پای لری) دِ راز و نیاز دسمال دٍ هَوا (زمان راز و نیاز و گردش دستمال در آسمان است) توزه بازی گه شورِ بازِنه (شور و شوق رقصندگان گرد و غبار زمین را بلند کرده) کِردَه وه مَشَر شوقِ سازِنه (شوق نوازندگان محشری برپانموده است) نه زِمی دیار نه دسه دیار (نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصندها را می توان دید) مگر آرِمی مِقامِ قَطار ( مگر آن زمان که با رقص آرام قطار می رقصند) موجِ بازِنه چی موجِ دریا (موج و گروه رقصنده ها همچون موج دریا) آرِم مِیرَه وا سِئَنگی سِماع (با رقص سنگین سماع آرام و قرار می گیرند) نه زِمی دیار، نه دسه دیار (هنگام رقص نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصنده ها را می توان دید) مگر آرِمی مِقامِ قَطار ( مگر هنگام همراهی شان با رقص آرام قطار) اصطلاحات لری ترانه چوپی: ساز سحری: نواختن ساز سٌرنا در لرستان قدیم بر فراز پشت بام ها و بلندی ها با هدف بیدار باش مردم در سحرگاهان وجه تسمیه شناخته شدن سرنا به عنوان ساز سحری در لرستان است . از سوئی در مقام های موسیقی لری « مقام سحری» که با نواختن سرنا اجرا می شود به هدف باخبر کردن مردم از واقعه ای مهم (معمولا فوت افراد )و اماده ساختن انها برای واکنش متقابل و پاسخ به فراخوانی ( زمان جنگ ها و نبرد)به جایگاه سرنا در سازها و مقام های موسیقی لری اهمیت ویژه ای بخشیده است .امروزه مقام سحری را در مراسم سوگواری عاشورای حسینی نیز بکار می برند. مقام قطار: یکی ازمقام های کهن موسیقی در مناطق لک نشین لرستان است که برخی از آن با نام «مقام سرساز» بعنوان آغاز کننده اجرای ساز نیز نام می برند. بدلیل پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتن(قطار شدن) رقصنده ها جهت اجرای مراسم رقص چوپی در این مقام بعنوان آغازگر مقام های دیگر موسیقی لری به آن نام قطار داده اند. هل پرکه :یکی از مقام های رقص موسیقی شاد لرستان با تم هائی از موسیقی کردی کرمانشاهی که پس از مقام قطار و سنگین سماع اجرا می شود . در این مقام پاها به شکل آزاد به طرف جلو رها شده و به سمت بالا حرکت می کند. شونه شکی : به اعتبار واژه های تشکیل دهنده آن که همان شُونه (شانه) و شک (تکان دادن) می باشند ،در واقع یکی از مقام های موسیقی لری است که در ان با ریتم تند نوازنده ،تکان و حرکت شانه های رقصنده ها کاملا مشهود است . [ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 16:43 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
ایرج رحمانپور میخواند و صدای کمانچه در نای او میپیچد. کمانچه سوز دارد و در صدای رحمانپور آتش میزند.
دانلود آهنگهای آلبوم سفر امید استاد ایرج رحمانپور
[ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 16:38 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
امروز چند اهنگ از رضا سقایی براتون گذاشتم با وجود اینکه ترانه های لری ایشان بی نظیر بود مثل ترانه دایه دایه ولی در ترانه های فارسی ایشان صدای چندان متمایزی نداشت و تفاوتی در صداش نمی توان حس کرد که به یاد بمونه ولی خالی از لطف نیست دلم تنگه عزیزم نزار بی تو بمیرم تو این دنیای سنگی به عشق تو اسیرم دل من بی قراره شب و روزی نداره بیا توی چشمام همیشه انتظاره یواش نرو دوچرخه چی تو منو دوست نداری از تو چشمات می خونم دل تو دیگه با من قصه از عشق نمی گه
برای شادی روحش صلوات واقعا بی نظیره [ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 13:43 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
وبلاگ ماهم یساله شد این حادثه مهم رو به خودم و به همه ی آحاد ملت تبریک و تهنیت میگم امیدوارم دولت این روزارو جشن های ملی اعلام کنه
[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 13:40 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
تا سحر امشب بر بالین من [ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 12:6 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
مورچه ها ممکن است از آنچه میخورند، آگاهی نداشته باشند، ولی اندامهای ظاهری شفاف آنها منعکس کننده مواد غذایی که آنها خورده یا نوشیدهاند، است. برخی از مورچهها با نوشیدن یا خوردن مواد غذایی متشکل از رنگهای مختلف، تغییر رنگ داده و رنگیمیشوند. بسیار جالب است. نه؟ این نکته را همسر "محمد بابو" دانشمند زیست شناس و عکاس علمی، اهل هند متوجه شده است. محمد میگوید؛ ایده عکاسی از مورچههای بواسطه گفتههای همسرم از آنچه که دیده بود، به ذهن من خطور کرد. همسرم گفت؛ محمد این مورچههای سفید رو نگاه کن. این مورچهها با خوردن قطرات شیری که روی کف آشپزخانه ریخته بود، تغییر رنگ داده، سفید شدهاند. جالب نیست؟!! من گفتم؛ بله!! بسیار جالب است... و تصمیم گرفتم برای عکاسی و اثبات این پدیده طبیعی زیبا آزمایشهایی انجام دهم. این محقق برای اینکه بتواند، فرایند طبیعی را آزمایش و اثبات کند، قطرات رنگی را بر روی سطحی پارافینی چکاند تا شکل اصلی قطرات حفظ شود. قطراتی که ترکیبی از آب و قند، رنگهای خوراکی آبی، سبز، زرد و قرمز بودند. نظم و ترتیب مورچهها برای خوردن و نوشیدن این قطرات رنگارنگ بینظیر و باور نکردنی است.
به این نظم و ترتیب مورچههای متمدن نگاه کنید
مورچه سبز از نمای نزدیک
محمد بابو با این ترفند، تصاویر زیبایی از این مورچههای رنگارنگ که با اشتیاق به دور قطرات آب قند رنگی حلقه زده بودند، گرفت. تصاویری که شهرت فراوانی برای او به ارمغان آورد. او این تصاویر را در باغ شخصی خود با نور پردازی طبیعی و نزدیک لانه مورچهها گرفته است. [ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 0:7 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد شب بلندی های کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سیاه بود همان طور که از کوه بالا میرفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است نا گهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه سکوت برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد خدایا کمکم کن نا گهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد: از من چه می خواهی؟ ـــــای خدا نجاتم بده! ــــواقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم؟ ــــالبته که باور دارم ــــاگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن یک لحظه سکوت… و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست هایش محکم طناب را گرفته بود…. و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت…. در مورد خداوند یک چیز را نباید فراموش کرد: [ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 23:55 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
لاینل واترمن داستان آهنگری را میگوید که پس از گذران جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیاش چیزی درست به نظر نمیآمد حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد. یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: واقعاً عجیب است. درست بعد از این که تصمیم گرفتهای مرد خدا ترسی بشوی، زندگیات بدتر شده. نمیخواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده. آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگیاش آمده است. اما نمیخواست دوستش را بیپاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را که میخواست یافت. این پاسخ آهنگر بود: - در این کارگاه فولاد خام برایم میآورند و باید از آن شمشیر بسازم. میدانی چطور این کار را میکنم؟ اول تکهی فولاد را به اندازهی جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزنم تا این که فولاد شکلی را بگیرد که میخواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو میکنم و تمام این کارگاه را بخار آب میگیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج می برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست. آهنگر مدتی سکوت کرد، سیگاری آتش روشن کرد و ادامه داد: - گاهی فولادی که به دستم می رسد نمیتواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک میاندازد. میدانم که از این فولاد هرگز تیغهی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد. باز مکث کرد و بعد ادامه داد: - میدانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو میبرد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده، پذیرفتهام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم، انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج میبرد. اما تنها چیزی که میخواهم این است: خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو میخواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که میپسندی، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن. [ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 23:52 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی بی دغدغه باش. [ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 23:49 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
نیلوفرانه خواننده:علیرضا افتخاری آهنگساز: عباس خوشدل باهتمام: فریدون شهبازیان شعر: قیصر امین پور دستگاه: دشتی
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
خدایا بی پناهم ز تو جز تو نخواهم اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده ام بسوی آسمان ها که تا پر کشم به بال غمت رها در کهکشان ها
چو نیلوفر عاشقانه چنان می پیچم به پای تو که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد به آه و زاری اگر نپذیری شکسته دلم را دگر که پذیرد
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 18:37 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
چشم براه خواننده: علیرضا افتخاری ملودی: محلی خراسانی (بیرجندی) تنظیم: بهزاد خدارحمی شعر: ؟ (قدیمی) دستگاه: بیات اصفهان آلبوم: سفر
دو چشم بر راه در دارُم خدایا عزیزی در سفر دارُم، دارُم خدایا همه میگن عزیزت کی می آیه به دل شوق دگر دارُم، دارُم خدایا گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم تو بیا تا دور تو گردُم ای یار جان ای یار جانی دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی
بیا جانا که تا جانانه باشیم یکی شمع و یکی جان، جان پروانه باشیم یکی موسی شویم اندر مناجات یکی جارو کش می، می ، میخانه باشیم گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم تو بیا تا دور تو گردُم ای یار جان ای یار جانی دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی
از اینجا تا به بیرجند سه گُداره گُداره اولی جان، جان، نقش و نگاره گُداره دومی مخمل بپوشم گُداره سومی جان، جان، دیداره یاره گل زردُم همه دردُم ز جفایت شکوه نکردُم تو بیا تا دور تو گردُم ای یار جان ای یار جانی دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 18:34 ] [ وحیدرضا قاسمی ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||